على محمدى خراسانى

119

شرح مكاسب (فارسى)

مدّعاى خود از تبادر و صحت حمل و . . . استفاده كرده‌اند ] 2 - صحت سلب و عدم صحت سلب ، يا عدم صحت حمل و صحت حمل : هنگامى كه اين واژه يا هريك از مشتقّات او در كلام استعمال مىشود و مخبرى از آن خبر مىدهد ، ما وقتى به ذهن خود مراجعه مىكنيم و معناى ارتكازى آن را موضوع قرار داده و اين واژه را محمول قرار مىدهيم و تجربه مىكنيم ، ملاحظه مىكنيم كه : اين لفظ از تمليك خالى و بدون قبول ، صحت سلب و عدم صحت حمل دارد ، و متقابلا نسبت به انشائى كه قبول را بدنبال داشته باشد ، صحت حمل و عدم صحت سلب دارد . و در اصول خوانديم كه صحت حمل و عدم صحت سلب علامت حقيقت است . پس بيع مصطلح ، در ايجاب و انشاء مقرون به قبول ، حقيقت است . و در غير آن مجاز . قوله : و لهذا : شاهد صحت سلب است : در عرف مردم در مقام اخبار ، گفته نمىشود فلان باع داره ، مگر اينكه كسى دار را از او خريده باشد ، پس عرف بيع را در تمليك متعقب به قبول استعمال مىكند . قوله : و يستفاد : شاهد تبادر است : تا در مقام اخبار كسى به شما خبر مىدهد : بعت دارى يا مالى فورا بذهن شما مىآيد كه : پس كسى اين مال را از مخبر خريده است . و هرگز به ذهن شما خطور نمىكند كه : منظور مخبر اين باشد كه : فقط ايجاب بيع را واقع ساخت ولى قبولى نيامد ، احتمالش را هم نمىدهيد و ذهن به سمت ايجاب توأم با قبول پرواز مىكند . [ 7 - تعريف هفتمى از بيع ] 2 - بيع عبارتست از : اثر و نتيجه‌اى كه از ايجاب و قبول ، حاصل مىشود ، كه ايجاب و قبول ، سبب و مؤثرند ، و آن خصوصيت و نتيجه ، مسبّب و اثر است . و آن اثر عبارتست از : انتقال عين از فروشنده به خريدار در مقابل انتقال ثمن از